"به علی (ع) خبر دادند که مسئول بازار اهواز به نام ابن هرمه، خيانتی را مرتکب شده است. آن حضرت بلافاصله نامه ای خطاب به رفاعه، والی اهواز نوشت و فرمان داد: ای رفاعه، وقتی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از کار برکنار کن و به مردم دليل برکناری او را اعلام نما، سپس او را به زندان بينداز و به کارمندان حکومتی خود هم علت بازداشت ابن هرمه را بازگو نما. مبادا در اين دستوری که به تو دادم غفلت ورزی و يا دچار سستی شوی که خداوند تو را هلاک خواهد کرد. پس هنگامی که روز جمعه فرا رسيد، ابن هرمه را از زندان بيرون آور و بر او 35 شلاق بزن و او را در بازار بگردان، تا اگر حقی از ديگران ضايع کرده، از جيب ابن هرمه پرداخت گردد و دوباره او را به زندان برگردان در حالی که با او به درشتی رفتار می کنی. پس پاهايش را در زندان ببند، مگر وقت نماز که آن ها را باز می نمايی و کسانی که برای او غذا و نوشيدنی و پوشاک و زيرانداز می آورند، از آنان قبول مکن و با افرادی که برای خلوص و رهايی ابن هرمه از زندان تلاش می کنند با قاطعيت برخورد نما، چرا که آن ها می خواهند به کيان اسلام و مسلمانان زيان رسانند. زندانيان را در هنگام شب برای هواخوری به حياط زندان بياور، اما اين امتياز را از ابن هرمه دريغ کن، مگر آن که بترسی اين کار باعث مرگ او می شود. و اگر بعد از يک ماه، در جسم ابن هرمه طاقت تحمل ضربات شلاق را ديدی، 35 ضربه ديگر بر او بزن و به من گزارش ده که در سامان بخشيدن به اوضاع بازار اهواز چه کردی و چه کسی را به جای آن خائن گذاشتی. مقرری ابن هرمه را هم قطع کن و او را آنقدر در زندان نگاه دار تا سرانجام توبه کند." |